منهاج سراج

23

طبقات ناصرى ( تاريخ كامل ايران واسلام ) ( فارسى )

جمال الدين ياقوت حبشى جمله ملوك ( و ) امراء ترك و غور و تاجيك [ ( 1 ) ] از خدمت درگاه متفرق شدند ، و كوفته ( خاطر ) مىبودند ، خصوصا اختيار الدين ايتگين كه امير حاجب بود ، چنانچه در ذكر سلطان رضيه بتحرير پيوسته است [ ( 2 ) ] بدين سبب جمال الدين ياقوت شهادت يافت ، چون ازين سبب دولت از سلطان رضيه روى تافت ، خوب طبعى [ ( 3 ) ] مثنوى گويد مثنوى عنان تافت دولت ز پيرامنش * چو گرد سيه ديد بر دامنش و تخت به معز الدين رسيد ، و روز بيعت بكوشك دولت‌خانه ، چون سلطان را بتخت بنشاندند ، و ملوك و امراء و علماء و صدور و اكابر لشكر [ و ] حضرت را به جهت ( بيعت ) عام در بارگاه اعلى حاضر كردند ، همگنان را بر سلطنت [ ( 4 ) ] معز الدين و ذكر نيابت او بيعت دادند ، و با سلطان معز الدين مقرر كرد [ ( 5 ) ] كه چون پادشاه را صغر سنى [ ( 6 ) ] هست يك سال مصالح مملكت به بنده‌ئى بازگذارد ، سلطان برين جمله فرمان داد ، و چون التماس بوفا رسيد ، در موافقت ( خواجه ) [ نظام الملك ] مهذب الدين وزير ، پرداخت [ و ] مصالح پيش گرفت ، و از سلطان نوبت و پيل درخواست و يك همشيرهء سلطان را در حكم خود آورد ، و تمام امور مملكت بوى عايد شد ، سلطان را ازين احوال غيرتى در خاطر و مزاج آمد ، چند كرت در خفيه قصد او كرد ، دفع ممكن نه گشت . روز دوشنبه هشتم ماه محرم سنه ثمان و ثلاثين و ستمائة چنان تقرير كردند ، كه سپه‌سالار احمد سعد [ ( 7 ) ] عليه الرحمه در خفيه به خدمت سلطان رفت و عرضه داشت ، تا چند ترك را خبر دادند ، و بفرمود تا آن تركان مست ، از بالاى قصد سپيد فرمود آمدند ، و پيش صفهء بار ، اختيار الدين ايتگين را به زخم كارد شهيد كردند ، و خواجه مهذب الدين را ( كه وزير است ) چند زخم كارد زدند ، خواجه از پيش ايشان به زخم بهم [ ( 8 ) ] بگريخت ، و خلاص يافت . ( و الله اعلم بالصواب )

--> [ ( 1 ) ] مط : غورى و تازيك [ ( 2 ) ] مط : پيوست [ ( 3 ) ] اصل : خوب طبع [ ( 4 ) ] اصل : بر سلطان ، [ ( 5 ) ] مط : مقرر شد [ ( 6 ) ] مط : سن [ ( 7 ) ] مط : سعيد راورتى و اصل : سعد [ ( 8 ) ] مط : زدند او از پيش ايشان با زخم بگريخت